الشيخ أبو الفتوح الرازي
363
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
و سى اسب و سى شتر بدهند عاريت ( 1 ) مضمون پذرفته ( 2 ) به اين وفا كنند ايشان را جوار خداست و ذمّه محمّد رسول خداى هر كه ربا خورد پس از ( 3 ) امسال ذمّت من از او بيزار است . نامه بستدند و ببردند و در راه با يكديگر مىگفتند : اين كه ما كرديم صلاح بود يا نه ؟ عاقب و عبد المسيح ايشان را گفتند كه : و اللَّه كه ما و شما مىدانيم كه محمّد پيغامبرى مرسل است ، و آنچه آورده است از كتاب از قبل خداى است ، و به خداى كه هيچ كس با هيچ پيغامبر ملاعنه نكرد و الَّا مستأصل شدند و از ايشان كسى نماند كوچك و بزرگ ، و اگر شما اين كنيد ( 4 ) هلاك شويد ( 5 ) و بر پشت زمين هيچ ترسا نماندى ، كه من در ايشان نگريدم ( 6 ) ، رويها ديدم كه اگر از خداى بخواستندى تا كوهها را از جاى بر كند ( 7 ) اجابت كردى . و رسول - عليه السلام - گفت : به آن خداى كه جان من به امر اوست كه عذاب فرو آينده بود ( 8 ) بر نجران اگر ملاعنه كردندى ، و خداى تعالى ايشان را با خوك و بوزنه ( 9 ) كردى ، و از اين كوه آتشى بر آمدى و همه را بسوختى ، و از قبيله ( 10 ) ايشان هيچ جانور ( 11 ) نماندى تا مرغان ( 12 ) بر درختها و سال برنگشتى كه بر پشت زمين يك ترسا بودى . قوله : * ( فَمَنْ حَاجَّكَ فِيه ) * ، هر كه با تو حجّت آرد و خصومت كند در عيسى پس از آن كه علم يقين به تو آمد در حق او . * ( فَقُلْ تَعالَوْا ) * ، بگو بيايى ( 13 ) . و « تعالوا » ، تفاعلوا من العلوّ باشد ، اى ارتفعوا . و در اصل وضع كه نهادند به جاى آن نهادند كه مرد بر بالاى ( 14 ) نشسته ، آينده را گويد : تعال ، اى ارتفع ، چنان كه ما به پارسى گوييم : بر آى
--> ( 1 ) . وز : عاريه / عاريه اى . ( 2 ) . دب ، مب : پذيرفته اى . ( 3 ) . آج ، لب ، فق ، مب : ندارد . ( 4 ) . دب : كنى / كنيد . ( 5 ) . دب : شوى / شويد . ( 6 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مب ، مر : نگريستم . ( 7 ) . مب بر آن . ( 8 ) . دب : فرود آمده بود . ( 9 ) . دب ، مب ، مر : بوزينه . ( 10 ) . دب : قبيل . ( 11 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : جانورى . ( 12 ) . مر ايشان هيچ . ( 13 ) . آج ، فق ، مب ، مر : بياييد . ( 14 ) . مج آن ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .